به حباب نگران لب یك رود قسم,
و به زیبایی آن لحظه ی شادی كه گذشت,
غصه ام خواهد رفت.
آنچنانی كه فقط خاطره ای خواهد بود.
تو به آینه,
نه آینه به تو, خیره شده.
گر تو لبخندی كنی او به تو خواهد خندید.
گر تو بغض كنی,
وای از آینه ی دنیا چه ها خواهی دید.
من تو را سخاوتمندانه به كسی هدیه می دهم كه از من عاشقتر باشد،
و از من برای تو مهربانتر!
من تو را به كسی هدیه می دهم كه صدای تو را از هزار فرسخ راه دور،
در خشم، در مهربانی، در دلتنگی،
در هزار همهمه ی دنیا، یكه و تنها بشناسد!
من تو را سخاوتمندانه به كسی می دهم،
كه راز آفتابگردان و تمام سخاوتهای عاشقانه ی این گل معصوم را بداند،
و ترنم دلپذیر هر آهنگ،
هر نجوای كوچك، برایش یك خاطره ی مشترك باشد!
او باید از رنگین كمان چشمان تو تشخیص بدهد،
كه امروز هوای دلت آفتابیست،
یا آن دلی كه من برایش می میرم، سرد و بارانیست؟
و میدانی که عشقی هست,
و باور داری کسی که تو را دوست دارد,
و در آن شبهای سرد و یخبندان با تو میماند,
در آن لحظات میفهمی دوست داشتن چقدر زیباست.
و آن زمان که کسی در فراسوی خیال تو نیست
و تو تنهای تنها, در جاده های برهوت زندگی قدم میزنی
تنها اوست که به تو آرامش خیال میدهد.
زیباست بخاطر تو زیستن،
و برای تو ماندن به پای تو مردن و به عشق تو سوختن.
و چه تلخ و غم انگیز است،
دور از تو بودن،
برای تو گریستن،
و به عشق و دنیای تو نرسیدن.
ای کاش می دانستی بدون تو،
مرگ گواراترین زندگیست.
بدون تو و به دور از دستهای مهربانت،
زندگی چه تلخ و ناشکیباست.
ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست!؟
ای کاش...
بی تو می خندم بی تو می گریم
بی تو خیس باران می شوم
و زورقی از جنس زمان
مرا به حضور بی انتهای تو نزدیک تر می کند.
سالهاست با تو بودن مرده است.
نمیدانم!
دل من سالهاست که آموخته,
شکستنش را به سرعت لبخندی فراموش کند.
پا نخواهم داد به این کدورت خاموش,
که آبستن فاصله مان روزگار میگذارند!
نادیده ماندن هایم را ورق میکنم,
تا میزنم,
و به باد می سپارم,
باشد که باران یادآور اشک هایم شود.
خنیاگر غمگینی است
كه آوازش را از دست داده است.
ای كاش عشق را زبان سخن بود.
هزار كاكلی شاد
در چشمان توست،
هزار قناری خاموش
در گلوی من.
ای كاش عشق را زبان سخن بود.
آنكه میگوید دوستت میدارم
دل اندوهگین شبی است كه مهتابش را میجوید.
ای كاش عشق را زبان سخن بود.
هزار آفتاب خندان در خرام توست،
هزار ستاره گریان
در تمنای من.
ای كاش عشق را زبان سخن بود.

