تبليغاتX
پاییز و دریا
هرگز نشد محبت یاران و دوستان

همپایه محبت و مهر و وفای تو مادر

تنها امید من مادر

 

رفیق بی کلک مادر

مادر مادر مادر مادر مادر مادر مادر مادر مادر مادر مادر مادر مادر 

 

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.

قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است

بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.

تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

 

 

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به

مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت

است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

 

 

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه

نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي

تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه

اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 9:45 بعد از ظهر توسط مهدی |


هرگاه یک مسیحی می میرد بر سر مزارش صلیبی می گذارند

تا همه بدانند آنجا قبری هست

تو نیز بر سینه ات صلیبی بیاویز تا همه بدانند که سینه تو

گورستان عشق من است.

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 11:40 قبل از ظهر توسط مهدی |


نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد 

نمي خواهم بدانم كوزه گر

از خاك اندامم چه خواهد ساخت

ولي بسيار مشتاقم, كه از خاك گلويم سوتكي سازد,

گلويم سوتكي باشد

بدست كودكي گستاخ و بازيگوش و او يك ريز و پي در پي دم

خويش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را

آشفته تر سازد بدين سان بشكند در من

سكوت مرگبارم را ....

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 11:29 قبل از ظهر توسط مهدی |


 می نویسم از تو!

از تو ای شادترین ای تازه ترین نغمه عشق 

تو که سر سبز ترین منظره ای تو که سر شار ترین

عاطفه را نزد تو پیدا کردم

و تو که سنگ صبورم بودی

در تمام لحظاتی که خدا شاهد غصه و اندوهم بود

به تو می اندیشم!  به تو می بالم!  

روزها می گذرد

عشق ما رو به خدایی شدن است

رو به بهتر شدن از هر حسی

که در این عالم خاکی پیدا می شود

دوستت دارم از همین نقطه خاکی تا عرش  

دوستت دارم

از زمین تا به خدا

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 5:31 بعد از ظهر توسط مهدی |