تبليغاتX
پاییز و دریا
عشق يعني مستي و ديوانگي

عشق يعني با جهان بيگانگي

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشک حسرت ريختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پرو

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني انتظار و انتظار

عشق يعني هرچه بيني عکس يار

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

عشق يعني سوز ني ، آه شبان

عشق يعني معني رنگين کمان

عشق يعني شاعري دل سوخته

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني يک تيمّم، يک نماز

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني با پرستو پر زدن

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني چو احسان پا به راه

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون کندن به دست

عشق يعني زاهد اما بُـت پرست

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني يک شقايق غرق خون

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يک تبلور يک سرود

عشق يعني يک سلام و يک درود

عشق يعني مستي و ديوانگي

عشق يعني با جهان بيگانگي

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشک حسرت ريختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني انتظار و انتظار

عشق يعني هرچه بيني عکس يار

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 1:12 بعد از ظهر توسط مهدی |


ماه مهر و دوستی ماه زایش من فصل پاییز مبارک باد
 
در بهار زندگي احساس پيري مي كنم
 
با همه آزادگي فكرِ اسيري مي كنم
 
گفتي:
 
بايد کاري بکنم .
 
گفتم: 
 
کاري بکن .
 
سکوت کردي.
 
و سکوت کردم.
 
و گفتم آغاز کن , صبر نکن . نايست , برو ...
 
و ايستادم و صبر کردم و ماندم و ... مُردم .
+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 12:47 بعد از ظهر توسط مهدی |