تبليغاتX
پاییز و دریا
خدایا:

به هر که دوست میداری

بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هر که دوست تر میداری

بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 1:20 بعد از ظهر توسط مهدی |


به کودکی گفتم عشق چیست؟

گفت: بازی 

به نوجوانی گفتم عشق چیست؟

گفت:رفیق بازی 

به جوانی گفتم عشق چیست؟

گفت : پول و ثروت

به پیرمردی گفتم عشق چیست؟

گفت: عمر

به گل گفتم عشق چیست؟

گفت : از من خوشبو تره

به پروانه گفتم عشق چیست؟

گفت از من زیباتره

به آتش گفتم عشق چیست؟

گفت : از من سوزنده تره

به عاشقی گفتم عشق چیست؟

چیزی نگفت ...آهی کشید و سخت گریست

به عشق گفتم تو آخر چه هستی؟؟؟ 

گفت: نگاهی بیش نیستم

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 3:59 بعد از ظهر توسط مهدی |


 از فاصله مرا باکي نيست

تا همدل من باشي

لبخند تو مرا اميدي دوباره است

و دستان تو بهانه برگشت من

در اسارت زمان و لحظه

دمي را با تو دلخوشم

با ياد تو به رهايي دلخوشم

به نفس کشيدن و به بوييدن

آري ... قصه من تلخ است اگر تو نباشي

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط مهدی |


در كار عشق ما هميشه اما بود

بي جاني ريشه از ساقه پيدا بود

آن شب كه گفتي باورم كن با تو مي ميمانم

دلواپسي های من از صبح فردا بود

آن شب كه گفتي با تو ميمانم تا كه دنيا هست

باور نكردم گر چه اين جمله زيبا بود

در عمق دريا هرگز يك قطره پيدا نيست

پايان عشق ما پايان دنيا نيست

مثل زلال آب من باورت كردم

ميناي يك رنگي من ساغرت كردم

سلطان قلب خود من بر سرت كردم

در چشم ناپاکان من پیغمبرت کردم

+ نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 1:36 بعد از ظهر توسط مهدی |