تبليغاتX
پاییز و دریا

قرار است امشب دو ماهي بميرند


که ديگر سراغي ز دريا نگيرند


قرار است چشمان ما بسته گردند


اگر چه پر از آرزوهاي پيرند


و بوي جهنم که آيد از اين شهر


و مردان اينجا چه نا سر به زيرند


تمام فصولي که مي آيد امسال


بدون شک از ابتدا سردسيرند


بعيد است امسال دستان سردم


بدون بهار شما جان بگيرند


و يک سال ديگر گذشت و نفسهام


از اين لحظه هاي پر از غصه سيرند


شب سرد و بي انتهاي زمستان


قدمها مردد ولي ناگزيرند


دو خط موازي رسيدن ندارند


دو خط موازي فقط هم مسيرند

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 11:26 قبل از ظهر توسط مهدی |


ببار ای نم نم باران

 

زمین خشک را تر کن                                             

 

سرود زندگی سر کن

 

دلم تنگه....دلم تنگه...

 

بخواب  ای دختر نازم

 

به روی سینه ی بازم

 

که همچون سینه ئ سازم

 

همش سنگه...همش سنگه.

 

نشسته برف بر مویم..

 

شکسته صفحه ئ رویم

 

خدایا! با چه کس گویم؟؟

 

که سر تا پای این دنیا

 

همش ننگه...همش رنگه... .

+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:3 بعد از ظهر توسط مهدی |