تبليغاتX
پاییز و دریا
بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد

سارا به سین سفره مان ایمان ندارد

بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم

یا سیل می بارد و یا باران ندارد

بابا انار و سیب و نان را می نویسد

حتی برای خواندنش دندان ندارد

انگار بابا همکلاس اولی هاست

هی می نویسد این ندارد آن ندارد

بنویس کی آن مرد در باران می آید

این انتظار خیسمان پایان ندارد

ای برادر گوش کن نقطه سر خط

بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 12:7 بعد از ظهر توسط مهدی |


شاخه با ریشه خود حس غریبی دارد

باغ امسال چه پاییز عجیبی دارد

غنچه شوقی به شکوفا شدنش نیست که نیست

با خبر گشته که دنیا چه فریبی دارد

خاک کم آب شده مثل کویری تشنه

شاید از جای دگر مزرعه شیبی دارد

سیب هر سال در این فصل شکوفا می شد

باغبان کرده فراموش که سیبی دارد
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 0:11 قبل از ظهر توسط مهدی |