روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است، غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
روز میلاد، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
مثل تموم عالم حال منم خرابه خرابه خرابه
مثل تموم بختها بخت منم تو خوابه تو خوابه تو خوابه
سنگ صبورم اینجا طاقت غم نداره نداره نداره
طاقت اینكه پیشش گریه كنم نداره نداره نداره
حالی واسم نمونده دنیا برام سرابه
داد می زنم كه ساقی میخونه بی شرابه
یادی نكردی از من
رسم رفاقت این بود --- رسم رفاقت این نیست
اشكی برام نریختی
عشق و صداقت این بود --- عشق و صداقت این نیست
دشمن راه دورم درد دلم زیاده
جاده به جز جدایی هیچی به من نداده

