تبليغاتX
پاییز و دریا

هر چه می خواهی بکن.

دنیا را آتش بزن.

آسمان را به مضحکه بگیر.

زمین را تحقیر کن.

باد و نفهم و گل را نبو.

خنده را فراموش کن و گریه را به خاک بسپار.

زیر دیروز دفن شو و در فردا غرق!

حتی اگر می خواهی کودکی را پشت سر بگذار.

هر چه می خواهی بکن!

اما:

هیچگاه رویاهایت را فراموش نکن!

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 12:45 بعد از ظهر توسط مهدی |


هرگز تو را فراموش نخواهم كرد, حتي اگر مرا از ياد ببري.

و هرگز از تو رنجور نخواهم شد, چرا كه تو را دوست دارم ديوانه وار.

عاشقت شدم! چرا كه مهرباني را در وجودت ديدم.

با چشمانت وجودم را دگرگون ساختي, و اگر تو نبودي هرگز عاشق نميشدم.

نه تو از عشق من دست ميكشي,

و نه قلب من, از عشقت روي گردان ميشود.

سوگند كه وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است!

و اگر با مژگانت اشاره اي كني, فرسنگها راه خواهم پيمود,

چرا كه شب عشق بسيار طولاني است و قلبم در آرزوي تو مي سوزد.

آنگاه كه از برابر ديدگانم دور شوي,

خورشيد وجودت پنهان مي گردد,

و ابرهاي غم و اندوه مرا در بر مي گيرند, و به دنياي غريبي مي برند.

هميشه در قلبم حضور داري,

و عشقت زندگي ام را گل باران كرده است.

تمامي اين دنيا را با قلبي پر از رمز و راز به دنبالت طي كرده ام.

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط مهدی |